ترجمه "tine" به فارسی
دندانه, سینچه, تیزی بهترین ترجمه های "tine" به فارسی هستند.
tine
verb
noun
دستور زبان
A spike or point on an implement or tool, especially a prong of a fork or a tooth of a comb [..]
-
دندانه
nounIf you get nervous, just count the tines.
باشه اگر ناراحت ميشي فقط دندانه هاش رو بشمار
-
سینچه
-
تیزی
-
(مثلا هریک از دندانه ها یا تیزی های چنگال خوراک خوری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tine
Tine (company)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن