ترجمه "tit" به فارسی

پستان, چرخریسک, سینه بهترین ترجمه های "tit" به فارسی هستند.

tit noun دستور زبان

A mammary gland, teat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستان

    noun

    (slang, vulgar) a woman's breast [..]

  • چرخریسک

    noun

    تیرهای از گنجشکسانان

  • سینه

    noun

    It's hotter than a four-titted Mexican woman on diarrhea.

    از یه زن سینه گنده و اسهالِ مکزیکی هم داغتره

  • ترجمه های کمتر

    • ممه
    • چپو
    • پستانک
    • رجوع شود به nipple
    • رجوع شود به titmouse
    • نوک پستان
    • چرخ ریسک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tit

ISO 639-6 entity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخ ریسک

  • چرخریسک

    noun

    Tit (bird)

تصاویر با "tit"

عباراتی شبیه به "tit" با ترجمه به فارسی

  • نزدیکی پستانی
  • چرخریسک پیسه
  • چرخریسک سر آبی
  • چرخریسک بزرگ
  • چرخریسک زغالی
  • (برای آرام کردن نوزاد) پارچه ای که در آن شکر پیچیده اند (و در دهان کودک می گذارند)
  • چرخریسک مردابی
  • چرخریسک بزرگ
اضافه کردن

ترجمه های "tit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه