ترجمه "toad" به فارسی

وزغ, غوک, قورباغه بهترین ترجمه های "toad" به فارسی هستند.

toad verb noun دستور زبان

An amphibian similar to a frog with bigger back legs and more ragged skin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وزغ

    noun

    amphibian similar to a frog

    Not a toad, toads went outta fashion years ago

    وزغ نمیخرم چون چند ساله از مد افتاده.

  • غوک

    noun

    amphibian similar to a frog

  • قورباغه

    noun

    The gold and silver turned into toads that jumped away.

    طلاها و نقره ها هم تبديل به قورباغه هايي شدن که پريدن و رفتن.

  • ترجمه های کمتر

    • نابکار
    • مگل
    • منفور
    • (جانور شناسی) وزغ
    • آدم پست فطرت
    • هلوزک (به ویژه از تیره ی Bufonidae)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " toad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

TOAD

TOAD (software)

+ اضافه کردن

"TOAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TOAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "toad"

عباراتی شبیه به "toad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "toad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه