ترجمه "toast" به فارسی

نان تست, برشتن, نوش بهترین ترجمه های "toast" به فارسی هستند.

toast verb noun دستور زبان

Toasted bread. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نان تست

    noun

    toasted bread [..]

    Interesting fun fact, uh, Moynihan and piece of toast hate each other.

    يه چيز جالب بگم ، مايني هان و اون نون تست از همديگه متنفرن.

  • برشتن

    verb
  • نوش

    noun

    I propose a toast to Snout, to his courage, and his devotion to duty.

    پيشنهاد مي کنم که به سلامتي اسناوت بنوشيم. براي شجاعتش ، و تعهد نسبت به وظيفه اش.

  • ترجمه های کمتر

    • بسلامتی
    • ممنون
    • شادباش
    • شهره
    • (با the و of) محبوب
    • (به افتخار کسی یا چیزی) باده نوشی
    • (نان و غیره) برشته کردن
    • (کاملا) گرم کردن
    • برشته شدن
    • به سلامتی (کسی یا چیزی) نوشیدن
    • تف دادن
    • جام گرفتن
    • داغ کردن
    • سرخ شدن
    • مورد توجه همگان
    • نان برشته
    • نان داغ شده (در toaster)
    • نوش به سلامتی
    • نوش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " toast " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "toast"

عباراتی شبیه به "toast" با ترجمه به فارسی

  • پنیر روی تست
  • نان نازک و برشته شده
  • به سلامتی، به مناسبت، به یاد، در بزرگداشت
  • نان برشته ی فرانسوی (تکه ی نان که در آمیزه ای از شیر و تخم مرغ فرو شده و برشته شده است)
  • برشتهسازی · دماخشكاني
  • برشتهسازی · دماخشكاني
اضافه کردن

ترجمه های "toast" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه