ترجمه "tod" به فارسی

بوته, (اسکاتلند) روباه, (به ویژه گیاه پیچک یا پاپیتال) شاخ و برگ بهترین ترجمه های "tod" به فارسی هستند.

tod verb noun adjective دستور زبان

(now UK dialect) A fox. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوته

    noun
  • (اسکاتلند) روباه

  • (به ویژه گیاه پیچک یا پاپیتال) شاخ و برگ

  • (سابقا - انگلیس - معیار سنجش وزن پشم برابر با حدود 82 پوند) تاد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

TOD noun

Time of death. [..]

+ اضافه کردن

"TOD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TOD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "tod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه