ترجمه "token" به فارسی

ژتون, نشانه, علامت بهترین ترجمه های "token" به فارسی هستند.

token adjective verb noun دستور زبان

Something or someone serving as an expression of something else. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژتون

    piece of stamped metal used as a substitute for money

    Everyone seems like a saint while taking the token.

    هرکسي مثل يه قديس به نظر ميرسه درحالي که ژتون مصرف شده.

  • نشانه

    noun

    Here's a little token of my appreciation for what you've done.

    و گفت: این پول ناقابل نشانه قدردانی من از شماست.

  • علامت

    noun

    The vicomte bowed and smiled courteously in token of his willingness to comply.

    وی کونت به علامت اطاعت تعظیم کرد و مؤدبانه خندید.

  • ترجمه های کمتر

    • نشان
    • هدیه
    • یادبود
    • جزئی
    • اثر
    • سوغات
    • عتیقه
    • پشیزه
    • مسطوره
    • پته
    • پیشکش
    • ویژگی
    • ظاهری
    • خاطره
    • نمونه
    • حاکی بودن (رجوع شود به betoken)
    • ره اورد
    • علامت رمزی
    • علامت مشخصه
    • نشان چیزی بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " token " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Token

Token (Racing team)

+ اضافه کردن

"Token" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Token در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "token"

عباراتی شبیه به "token" با ترجمه به فارسی

  • تسهیلات اعتباری
  • ژتون کازینو
  • پرداخت بخشی از بها یا وام
  • (انجام بخشی از خواسته های دیگران برای خاموش کردن اعتراض و غیره و تعلل کردن در انجام بقیه) نمونه نمایی · نمونه کاری
  • رمز قفل
اضافه کردن

ترجمه های "token" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه