ترجمه "tomography" به فارسی

برشنگاري, پرتونگاری, توموگرافی بهترین ترجمه های "tomography" به فارسی هستند.

tomography noun دستور زبان

Imaging by sections or sectioning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برشنگاري

  • پرتونگاری

    noun

    Our program creates a computed tomography map, which I had to convert into a 3-d image.

    برنامه ما یک نقشه پرتونگاری رو محاسبه میکنه که باید اون نقشه رو به یک تصویر سه بعـدی تبدیل کنم

  • توموگرافی

    this is a Computer Tomography machine,

    این یک دستگاه توموگرافی کامپیوتری است—

  • ترجمه های کمتر

    • برشنگاری
    • رادیوگرافی
    • رگنگاري
    • (عکس برداری با اشعه ی مجهول) برش نگاری
    • پرتونگاری مقطعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tomography " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tomography"

عباراتی شبیه به "tomography" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tomography" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه