ترجمه "tonsil" به فارسی
لوزه, بادامک, (کالبدشناسی) لوزه بهترین ترجمه های "tonsil" به فارسی هستند.
tonsil
noun
دستور زبان
(anatomy, immunology) Either of a pair of small masses of lymphoid tissue that lie on each side of the throat and that help protect the body against infection; palatine tonsil. [..]
-
لوزه
nounI didn't know it, but I was just sickening for tonsillitis and grippe and lots of things mixed.
نمی دات ستم که دارم به ورم لوزه و آنفولانزا و خیلی مرضهای دیگر مبتلا میشوم.
-
بادامک
noun -
(کالبدشناسی) لوزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tonsil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tonsil"
عباراتی شبیه به "tonsil" با ترجمه به فارسی
-
گرفتگی بینی
-
بادامک · لوزه
-
گرفتگی بینی
-
(پزشکی) آماس لوزه ها · التهاب رگ لنفاوي · التهاب لوزه · بادامک تبسی · بيماريهاي طحالي · بیماریهای لنفاوی · ورم لوزه
-
لوزهها
-
گرفتگی بینی
-
بادامک · لوزه · لوزههای کامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن