ترجمه "topaz" به فارسی
زبرجد هندی, زبرجد, توپاز بهترین ترجمه های "topaz" به فارسی هستند.
topaz
noun
adjective
دستور زبان
a clear, yellowish-brown gemstone. [..]
-
زبرجد هندی
nesosilicate mineral
-
زبرجد
and pinned on his topaz tiepin.
و سنجاق کراوات زبرجد را هم به روی آن زد.
-
توپاز
You'll also get the bracelet with the topaz pendant.
دستبند آويز توپاز رو هم ميگيري
-
یاقوت زرد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " topaz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Topaz
proper
A female given name
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Topaz" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Topaz در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "topaz"
عباراتی شبیه به "topaz" با ترجمه به فارسی
-
زبرجدی زرشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن