ترجمه "topmost" به فارسی

بالاترین, بلندترین, فرازین بهترین ترجمه های "topmost" به فارسی هستند.

topmost adjective دستور زبان

at or nearest to the top; uppermost; being the very highest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالاترین

    Oh, now I feel my topmost greatness lies in my topmost grief.

    آه، که اکنون میبینم بالاترین عظمن من در والاترین غم من نهفته است.

  • بلندترین

    adjective
  • فرازین

  • در بالاترین جا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " topmost " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "topmost" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه