ترجمه "topping" به فارسی
سرشاخهزنی, هرس, تنكسازي بهترین ترجمه های "topping" به فارسی هستند.
topping
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of top. [..]
-
سرشاخهزنی
-
هرس
noun -
تنكسازي
-
ترجمه های کمتر
- سرشاخهزني
- روکش
- رب
- ارشد
- مافوق
- رویه
- برداشت
- (انگلیس - خودمانی) عالی
- برتر بودن
- بلندتر بودن (رجوع شود به top)
- تاجزني درخت
- لایه ی رویی
- هرس خشك
- هرس سبز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " topping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "topping" با ترجمه به فارسی
-
گنبدک فرانما و ضد گلوله (که در مراسم رسمی و غیره رهبران سیاسی زیر آن می نشینند)
-
مدیریت عالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن