ترجمه "torn" به فارسی

زمان گذشته ی : tear, پاره بهترین ترجمه های "torn" به فارسی هستند.

torn adjective verb

Past participle of tear (rip, rend, speed). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمان گذشته ی : tear

  • پاره

    noun

    His hands were bruised, his fine coat was torn a catastrophe for him!

    دستهایش میسوخت، لباس قشنگش پاره شده بود و این خود مصیبتی به شمار میرفت!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "torn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه