ترجمه "torpid" به فارسی

بیحس, سست, خفته بهترین ترجمه های "torpid" به فارسی هستند.

torpid adjective noun دستور زبان

unmoving, dormant or hibernating [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیحس

  • سست

    adjective
  • خفته

  • ترجمه های کمتر

    • خمود
    • کندکار
    • راکد
    • چرتی
    • تنبل
    • (به ویژه جانور در حال زمستان خوابی) سست
    • بی تفاوت
    • بی حس
    • بی علاقه
    • شل و ول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torpid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "torpid" با ترجمه به فارسی

  • بیحالی · بیحسی · حالت خواب · حالت سستی · خدر · سستی
  • ایست · حالت بیحالی · حالت خواب · حالت سستی · خدر · کرختی
اضافه کردن

ترجمه های "torpid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه