ترجمه "torrid" به فارسی
تفسان, حاره, سوزان بهترین ترجمه های "torrid" به فارسی هستند.
torrid
adjective
دستور زبان
Very hot and dry. [..]
-
تفسان
-
حاره
might know all about the Subjunctive Mood or the Torrid Zone
میتواند درباره وجه شرطی یا منطقه حاره همه چیز را بداند
-
سوزان
-
ترجمه های کمتر
- آتشین
- تفتان
- گرمسیری
- پرشور
- (آب و هوا) بسیار گرم و خشک
- (عشق و غیره) داغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " torrid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "torrid" با ترجمه به فارسی
-
داغی · سوزانی
-
سوزندگی · گرمی حاری
-
تفسان بخش · منطقه ی تفسان · منطقه ی حاره (بخشی از زمین که میان مدارهای راس السرطان و راس الجدی قرار دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن