ترجمه "torso" به فارسی

تنه, (بدن انسان) تنه (بدن بدون سر و دست و پا), (هر کارناتمام یا جسته گریخته) کار ناقص بهترین ترجمه های "torso" به فارسی هستند.

torso noun دستور زبان

The part of the (human) body from the neck to the groin, that is, the body excluding the head and limbs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنه

    noun

    anatomy

    No visible chest or torso injuries, no evidence of clinical fractures.

    صدمه قابل مشاهده نيم تنه و قفسه سينه مدرکي مبني در شکستگي قسمت بالايي بدن نيست.

  • (بدن انسان) تنه (بدن بدون سر و دست و پا)

  • (هر کارناتمام یا جسته گریخته) کار ناقص

  • ترجمه های کمتر

    • مجسمه ی نیم تنه (به ویژه اگر فاقد سرو دست باشد)
    • نیم تندیس
    • نیم تنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "torso"

اضافه کردن

ترجمه های "torso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه