ترجمه "tortuous" به فارسی
پیچاپیچ, حجیم, ریاکارانه بهترین ترجمه های "tortuous" به فارسی هستند.
tortuous
adjective
دستور زبان
Twisted; having many turns; convoluted. [..]
-
پیچاپیچ
The insurrection had made of the centre of Paris a sort of inextricable, tortuous, colossal citadel.
شورش، مرکز پاریس را برای خود مانند یک باروی پیچاپیچ، درهم و کوه پیکر ساخته بود.
-
حجیم
adjective -
ریاکارانه
-
ترجمه های کمتر
- نادرستانه
- نادرستکار
- پیچاک
- ریاکار
- فریبکار
- نابکارانه
- دغل
- نادرست
- فریب آمیز
- پر پیچ و خم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tortuous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن