ترجمه "total" به فارسی

کل, مجموع, جمع بهترین ترجمه های "total" به فارسی هستند.

total adjective verb noun دستور زبان

Complete. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کل

    adjective noun

    amount

    You know, we should totally go some time.

    میدونید ، در کل ما هم باید یه وقتایی بریم.

  • مجموع

    noun

    The total is millions more than the sum of all the schools'budgets.

    اين کاملا ميليون ها بيشتر از مجموع عمه بودجه مدرسه هاست

  • جمع

    noun

    Edward ran in the lead, his concentration total.

    ادوارد جلوتر از ما میدوید. تمام حواسش را جمع کرده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • مطلق
    • کامل
    • محض
    • سرجمع
    • مقدار
    • صرف
    • تام
    • (امریکا - خودمانی - اتومبیل را) کاملا خراب کردن
    • (امریکا - خودمانی) فرو پاشاندن
    • (به هم) افزودن
    • (کاملا) خراب کردن
    • با خاک یکسان کردن
    • بالغ شدن بر
    • به طور تعمیر ناپذیر صدمه زدن
    • تمام و کمال
    • جمع بستن
    • جمع زدن
    • حاصل جمع
    • رسیدن به
    • سرزدن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " total " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Total
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کل

    adjective noun

    Americans who are over sixty-five make up 12.5% of the total population.

    آمریکاییانی که بیش از شصت و پنج سال سن دارند، 12.5٪ کل جمعیت را تشکیل میدهند.

  • کل – کلی- جمع

عباراتی شبیه به "total" با ترجمه به فارسی

  • مدیریت کیفیت جامع · مدیریت کیفیت فراگیر
  • (در فلسفه ی کلوین Calvin) جایز الخطا بودن انسان در اثر گناه آدم و حوا
  • دورگهگيري پيكري كل · دورگهگیری پیکری · هیبریداسیون پيكري · هیبریداسیون پیکری
  • هزینه کل
  • مجموع مواد غذایی قابل هضم
  • جمع کل · حاصل همه ی کارها · سر مجموع · سرجمع · مجموع · نتیجه ی کلی
  • کل تقاضا
  • جنگ تمامعیار
اضافه کردن

ترجمه های "total" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه