ترجمه "totem" به فارسی

توتم, نماد, (در میان برخی قبایل بومی) حیوان یا شی که نماد قبیله بوده و با تبار آن بستگی دارد بهترین ترجمه های "totem" به فارسی هستند.

totem noun دستور زبان

any natural object or living creature that serves as an emblem of a tribe, clan or family [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توتم

    noun

    spirit being, sacred object, or symbol that serves as an emblem of a group of people, such as a family, clan, lineage, or tribe

    She possesses a totem which is powered by magic.

    يک توتم جادويي داره

  • نماد

    noun
  • (در میان برخی قبایل بومی) حیوان یا شی که نماد قبیله بوده و با تبار آن بستگی دارد

  • ترجمه های کمتر

    • شعار قبیله
    • نشان مقدس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " totem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "totem"

عباراتی شبیه به "totem" با ترجمه به فارسی

  • تیر توتم · ستون توتم · سلسله ی مراتب
  • وابسته به توتم
  • توتم پرستی · توتم گرایی
اضافه کردن

ترجمه های "totem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه