ترجمه "track" به فارسی

راه, مسیر, جاده بهترین ترجمه های "track" به فارسی هستند.

track verb noun دستور زبان

A mark left by something that has passed along; as, the track, or wake, of a ship; the track of a meteor; the track of a sled or a wheel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راه

    noun

    Many dropped asleep in their tracks with fatigue.

    بسیاری از آنها از فرط خستگی در میان راه به خواب رفته، در همان جا افتاده بودند.

  • مسیر

    It confirmed that we were on the right track, that Cadaver was a demon thief.

    این حادثه، درستی مسیر ما را تایید کرد، درستی این موضوع را که کاداور دزد شیطانی است.

  • جاده

    noun

    The mechanic said he drives on these tracks.

    مکانيک گفت که اون تو همين جاده رانندگي ميکنه

  • ترجمه های کمتر

    • اثر
    • شوسه
    • خط
    • دنبال کردن
    • ریل راهآهن
    • عبور کردن
    • رد
    • شیار
    • آهنگ
    • رصد کردن، رهگیری
    • ریل قطار
    • ردپا
    • حساب
    • دنباله
    • رشته
    • روش
    • گذار
    • طریقه
    • بنک
    • تاختگاه
    • زیرگذر
    • (با پای کثیف یا گلی) جای پا گذاشتن
    • (باردیابی)گیرآوردن 5
    • (تانک و تراکتور) زنجیر
    • (تایراتومبیل) عاج 2
    • (راه آهن) خط (ریل و تراورس)
    • (روی صفحه ی گرامافون یا نوار صوتی و غیره)شیار 3
    • (فیلم برداری) با دوربین متحرک (از چیز در حال حرکت) فیلم برداشتن
    • (هواپیما و موشک و غیره) مسیریابی کردن
    • (ورزش) دو
    • (کامپیوتر- بخشی از نوار یا دیسک یا طبله که از زیر ایستگاه خواندن رد می شود) لبه
    • جای پا
    • جای چرخ
    • خط سیر
    • دور مسابقه
    • رجوع شود به soundtrack 1
    • رجوع شود به tracking shot 4
    • رد پا
    • رد پای کسی یا چیزی را گرفتن
    • ردیابی کردن
    • زمین مسابقه ی دو
    • شنی 0
    • مسیر مسابقه
    • مسیرسنجی کردن 6
    • وابسته به دو
    • ورزش های دو و میدانی
    • پی جویی کردن
    • پیگیری کردن
    • کثیف کردن 8
    • گذشت راه
    • گذشتن 7
    • گلی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " track " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Track
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیگیری

    Syria Deeply tracks and organizes coverage of Syria, and also produces original analysis.

    Syria Deeply پوشش اخبار سوریه را پیگیری و سازماندهی میکند و همچنین تحلیلهای بدیع ارائه میدهد.

تصاویر با "track"

عباراتی شبیه به "track" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "track" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه