ترجمه "trample" به فارسی

پایمال کردن, (با گام های سنگین) راه رفتن (tramp هم می گویند), (زیر پا) له کردن بهترین ترجمه های "trample" به فارسی هستند.

trample Verb verb noun دستور زبان

(transitive) To crush and destroy something by walking on it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایمال کردن

    verb

    When he finished describing how the luckless man trampled on the money

    پس از آنکه آلیوشا جزئیات منظرهٔ پایمال کردن اسکناسها را نقل کرد،

  • (با گام های سنگین) راه رفتن (tramp هم می گویند)

  • (زیر پا) له کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی) زیر پا گذاشتن
    • تباه کردن
    • تجاوز کردن
    • تخطی کردن
    • صدای پا
    • لگد مال کردن
    • لگد کردن
    • لگد کوب کردن
    • پامال کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trample " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "trample"

عباراتی شبیه به "trample" با ترجمه به فارسی

  • پایمال کردن
  • پایمالی · پایمالی (زیان مکانیکی)
  • پایمالی · پایمالی (زیان مکانیکی)
اضافه کردن

ترجمه های "trample" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه