ترجمه "transcendence" به فارسی
برتری, تفوق, وراروی بهترین ترجمه های "transcendence" به فارسی هستند.
transcendence
noun
دستور زبان
(countable) the act of surpassing usual limits [..]
-
برتری
For them nothing transcends to human.
برای اونا ، هیچی از انسان برتری نداره
-
تفوق
-
وراروی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transcendence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transcendence" با ترجمه به فارسی
-
(الهیات) متعال · اثیری · برین · ترا گذر · غیر تجربی · فرا سو رونده · فرازگر · فرازگرای
-
بالاتر بودن، برتری یافتن
-
بالاتر بودن · برتر بودن · برتری داشتن · برتری یافتن · برگذشتن · بهتر بودن · بیشتر بودن · تجاوز کردن · تعالی یافتن · فرا سوی چیزی بودن یا رفتن · فراتر رفتن · فرازین شدن · متجاوز بودن · متعالی شدن · والا شدن · پا فرا گذاشتن · پیشی گرفتن
-
(الهیات) متعال · اثیری · برین · ترا گذر · غیر تجربی · فرا سو رونده · فرازگر · فرازگرای
-
بالاتر بودن · برتر بودن · برتری داشتن · برتری یافتن · برگذشتن · بهتر بودن · بیشتر بودن · تجاوز کردن · تعالی یافتن · فرا سوی چیزی بودن یا رفتن · فراتر رفتن · فرازین شدن · متجاوز بودن · متعالی شدن · والا شدن · پا فرا گذاشتن · پیشی گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن