ترجمه "transubstantiation" به فارسی

استحاله, (کلیسای ارتدکس) این باور که نان و شراب عشای ربانی جسم و خون عیسی است, ترا گهری بهترین ترجمه های "transubstantiation" به فارسی هستند.

transubstantiation noun دستور زبان

Conversion of one substance into another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استحاله

    At that moment, James Somerset underwent a legal transubstantiation.

    آن زمان تحت یک استحاله قانونی قرار گرفت.

  • (کلیسای ارتدکس) این باور که نان و شراب عشای ربانی جسم و خون عیسی است

  • ترا گهری

  • ترجمه های کمتر

    • تراگهر سازی
    • قلب ماهیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transubstantiation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "transubstantiation" با ترجمه به فارسی

  • (کلیسای ارتدکس - نان و شراب عشای ربانی را) تبدیل به گوشت و خون عیسی کردن · از یک ماده تبدیل به ماده ی دیگر کردن · ترا گهر کردن · تغییر هیئت دادن · قلب ماهیت کردن · مستحیل کردن
اضافه کردن

ترجمه های "transubstantiation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه