ترجمه "trash" به فارسی

زباله, سطل زباله, اشغال بهترین ترجمه های "trash" به فارسی هستند.

trash verb noun دستور زبان

Useless things to be discarded [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زباله

    noun

    The global mood on climate change was in the trash can.

    احساس جهانی درباره تغییرات اقلیمی در سطل زباله بود.

  • سطل زباله

    noun

    The global mood on climate change was in the trash can.

    احساس جهانی درباره تغییرات اقلیمی در سطل زباله بود.

  • اشغال

    noun

    Hey. Oh, my trash man.

    سلام اوه مردم اشغال منو

  • ترجمه های کمتر

    • مزخرفات
    • مهمل
    • مزخرف
    • افسار
    • یاوه
    • تفاله
    • مهملات
    • کف
    • âšğâl
    • تیف
    • سیرابی
    • شکمبه
    • هیچکاره
    • چرندیات
    • بدنام
    • چرند
    • (امریکا - خودمانی) تخریب کردن
    • (کاغذ پاره و غیره) زباله
    • آتش افروزی کردن
    • آدم مهمل
    • آشغال (به ویژه شاخ و برگ بریده شده و پوست میوه و سبزیجات و غیره)
    • افسار کردن
    • به باد انتقاد گرفتن
    • به دورانداختن
    • بی سر و پا
    • تنقید کردن
    • توهین کردن
    • خس و خاشاک
    • خس و خاشاک درخت را گرفتن
    • در هم ریختن
    • سر کوفت زدن
    • شاخ و برگ خشک را زدن
    • غیر عملی
    • غیر لازم
    • متصل کردن
    • مهار کردن
    • هرس کردن
    • ویرانگری کردن
    • چرت و پرت
    • یاوه ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trash

Trash (film)

+ اضافه کردن

"Trash" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Trash در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "trash"

عباراتی شبیه به "trash" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه