ترجمه "tread" به فارسی
آج, لگد کردن, پا گذاشتن بهترین ترجمه های "tread" به فارسی هستند.
tread
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To step on or over. [..]
-
آج
bottom of a sneaker [..]
-
لگد کردن
to step on
-
پا گذاشتن
to step on
Have to tread carefully, feeling for each stair.
برای پا گذاشتن روی هر پله باید با احتیاط عمل کرد.
-
ترجمه های کمتر
- پامال کردن
- زیره
- (از روی چیزی) گام برداشتن
- (با پا) رد شدن
- (تانک و تراکتوری زنجیری)زنجیر
- (روی چیزی) پا گذاشتن
- (ریل راه آهن) لبه (که چرخ ها روی آن می لغزند)
- (نادر) رد پا
- (هر چیز که وزن شخص یا چیز روی آن قرار می گیرد) ته کفش
- (پرنده - با جنس ماده) جفتگیری کردن
- اقدام کردن
- تخت کفش
- جای پا
- راه رفتن
- روی پله
- زیر پا له کردن
- سرکوب کردن
- صدای پا
- عاج یا رویه ی تایر
- عمل کردن
- قدم گذاشتن
- له کردن
- لگدکوب کردن
- مقهور کردن
- منکوب کردن
- پا به میان گذاشتن
- پا گذاری
- پایمال کردن
- پهنه ی پله (رجوع شود به تصویر: staircase)
- گام برداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tread " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tread"
عباراتی شبیه به "tread" با ترجمه به فارسی
-
پایمال کردن
-
دوباره قدم گذاشتن · دوباره گام نهادن یا گام زدن
-
پاورچین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن