ترجمه "trendsetter" به فارسی
پیشگام, (شخص یا مجله و غیره) رواج دهنده, باب کننده بهترین ترجمه های "trendsetter" به فارسی هستند.
trendsetter
noun
دستور زبان
someone who starts a trend, or makes one more popular
-
پیشگام
-
(شخص یا مجله و غیره) رواج دهنده
-
باب کننده
-
بدعت گذار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trendsetter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن