ترجمه "trestle" به فارسی
پایه, خرپا, خرک بهترین ترجمه های "trestle" به فارسی هستند.
trestle
noun
دستور زبان
A horizontal member supported near each end by a pair of divergent legs, such as sawhorses. [..]
-
پایه
noun adjectivehe advanced with a confident, sly smile, and without a word up to the long trestle table.
و با لبخندی موذیانه و حاکی از اعتماد به نفس بی هیچ کلام و سخنی مستقیما به سمت میز پایه بلند میرفت.
-
خرپا
-
خرک
noun
-
ترجمه های کمتر
- پل چوب بستی
- چوب بست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trestle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن