ترجمه "tried" به فارسی

آزموده, اثبات شده, امتحان شده بهترین ترجمه های "tried" به فارسی هستند.

tried adjective verb

Simple past tense and past participle of try. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزموده

    adjective

    though many there be who have tried it.

    هر چند بسیار کسان آن را آزموده باشند.

  • اثبات شده

  • امتحان شده

    where everything else has already been tried and failed.

    که همه چیز امتحان شده و شکست خورده.

  • ترجمه های کمتر

    • رنج دیده
    • زمان گذشته و اسم مفعول : try
    • سختی کشیده
    • قابل اطمینان
    • مطمئن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tried " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tried" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tried" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه