ترجمه "trinket" به فارسی
النگو, منجوق, هنزرپنزر بهترین ترجمه های "trinket" به فارسی هستند.
trinket
verb
noun
دستور زبان
A small showy ornament or piece of jewelry [..]
-
النگو
noun" My trinkets tinkle...
" صدای النگو های من...
-
منجوق
-
هنزرپنزر
-
ترجمه های کمتر
- اسباب بازی بچه
- زلم زیمبو
- زیورآلات ارزان
- چیز جزئی
- گول زنک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trinket " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trinket" با ترجمه به فارسی
-
فروشنده جواهر بدلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن