ترجمه "trite" به فارسی

مبتذل, تکراری, بی مزه بهترین ترجمه های "trite" به فارسی هستند.

trite adjective noun دستور زبان

Worn out; hackneyed; used so many times that it is no longer interesting or effective (often in reference to a word or phrase). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبتذل

    In hardships the humour of triteness outweighed a whole world of wit.

    در مواقعی که مشکلات ما را احاطه میکرد بذلهگویی و شوخی مبتذل تمام زندگی ما را دربرمیگرفت.

  • تکراری

  • بی مزه

  • ترجمه های کمتر

    • خالی از لطف و تازگی
    • پیش پا افتاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trite" با ترجمه به فارسی

  • ابتذال · پیش پا افتادگی · کهنگی
اضافه کردن

ترجمه های "trite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه