ترجمه "triviality" به فارسی

ناچیز, خردی, ناچیزی بهترین ترجمه های "triviality" به فارسی هستند.

triviality noun دستور زبان

The quality of being trivial or unimportant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناچیز

    noun

    I couldn't think of anything that didn't sound trivial, so I just nodded.

    نمیتوانستم به هیچ چیزی فکر کنم که ناچیز به چشم بیاید، بنابراین فقط سر تکان دادم.

  • خردی

  • ناچیزی

    that such a trivial incident could give rise to such a resolution in you?

    حادثهای بدین ناچیزی یک چنین تصمیمی را در شما ایجاد کند؟

  • ترجمه های کمتر

    • اصطلاحات فنی
    • امر جزئی
    • رموز فنی
    • نکته فنی
    • پیش پا افتادگی
    • چیز بی اهمیت
    • چیز جزیی
    • چیز پیش پا افتاده
    • کم اهمیتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " triviality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "triviality" با ترجمه به فارسی

  • ناچیز شماری
  • کم ارزش، مبتذل
  • بطور ناقابل · عوامانه
  • (به ویژه گیاه و جانور) نام عامیانه · نام غیرعلمی
  • (نادر) معمولی · جزئی · جزیی · خرده ریز · ناقابل · ناچیز · پیش پا افتاده · کم اهمیت
  • بی اهمیت دانستن · بی اهمیت شدن · ناچیز شمردن · پیش پا افتاده کردن · کم اهمیت قلمداد کردن
  • چیز جزئی · چیز مبتذل
اضافه کردن

ترجمه های "triviality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه