ترجمه "trojan" به فارسی

تروجان, ساعی, کوشا بهترین ترجمه های "trojan" به فارسی هستند.

trojan noun adjective دستور زبان

(computing) Software that appears to perform or actually performs a desired task for a user while performing a harmful task without the user's knowledge or consent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تروجان

    minor planet or natural satellite that shares an orbit with a planet or larger moon

    Sir, I'm worried he's more of a trojan horse.

    قربان ، ميترسم اون بيشتر از يه تروجان باشه.

  • ساعی

  • کوشا

  • ترجمه های کمتر

    • جدی
    • (مهجور) همنشین عیاش
    • آدم سختکوش
    • اهل شهر تروی
    • دوست خوش گذران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trojan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trojan adjective noun دستور زبان

A native or inhabitant of the ancient city of Troy. [..]

+ اضافه کردن

"Trojan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Trojan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "trojan" با ترجمه به فارسی

  • اسب تروآ · دستگاه جاسوسی · ستون پنجم · ویروس تروژن
  • نامه انبوه تروجان
  • پیاده کننده تروجان
  • (اسطوره ی یونان) اسب تروی (اسب چوبی که سلحشوران یونانی در آن پنهان شدند و نیمه شب دروازه های شهر تروی را به روی یونانیان گشودند) · (هر شخص یا چیز یا گروه) تباه کننده (به ویژه از درون) · اسب تروآ · تروآ · وسیله ی نابودی
  • اعلان کننده تروجان
  • بارگیری کننده تروجان
  • (اسطوره ی یونان) جنگ تروی · جنگ تروا
  • سرویس دهنده پراکسی تروجان
اضافه کردن

ترجمه های "trojan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه