ترجمه "trolley" به فارسی
تراموای, ترامواى, (امریکا) اتوبوس برقی و تراموا بهترین ترجمه های "trolley" به فارسی هستند.
trolley
verb
noun
دستور زبان
(New Zealand, UK) A cart or shopping cart. [..]
-
تراموای
nounA railborne vehicle running primarily on streets.
it was also in the mule drawn trolley that Florentino Ariza met Leona Cassiani
بار دیگر سوار تراموای قاطری شده بود که با لئوناکاسیانی آشنا شد؛
-
ترامواى
-
(امریکا) اتوبوس برقی و تراموا
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیسی - فروشگاه ها و غیره) چرخ دستی
- با چرخ دستی حمل کردن
- بازوی متحرک برای رساندن برق به تراموا و اتوبوس برقی
- تراموای شهری
- سوار تراموا شدن
- واگن برقی
- چرخ باربری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trolley " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "trolley"
عباراتی شبیه به "trolley" با ترجمه به فارسی
-
اتوبوس برقی
-
اتوبوس برقی
-
(امریکا) اتوبوس برقی · تراموا
-
(امریکا) اتوبوس برقی · تراموا · تراموای · تراموای شهری · واگن برقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن