ترجمه "troop" به فارسی
گروه, دسته, سپاهیان بهترین ترجمه های "troop" به فارسی هستند.
troop
verb
noun
دستور زبان
A collection of people; a company; a number; a multitude. [..]
-
گروه
nounfrom now on, you're troops in support from home!
از حالا به بعد, شما گروه حفاظت از خانه هستيد!
-
دسته
nounI think I know where we can find our troops.
فکر کنم بدونم کجا بتونيم دسته هامون رو پيدا کنيم
-
سپاهیان
They have blessed the troops and justified the killing.
دعای خیر آنها بدرقهٔ راه سپاهیان بوده و کشتن دیگران را موجه میشمردند.
-
ترجمه های کمتر
- گله
- لشکریان
- قشوق
- اسواران
- رمه
- جماعت
- (جمع) سربازان
- افراد
- تفرج کردن
- خود نمایی کردن
- دسته جمعی حرکت کردن
- دسته دسته شدن
- رژه رفتن
- فراهم آمدن
- گردش رفتن
- گردش کردن
- گروه پیشاهنگ (مشتمل بر 23 نفر)
- گروهان سوار (یا زرهی یا هوانیروز)
- گله وار رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " troop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "troop"
عباراتی شبیه به "troop" با ترجمه به فارسی
-
خیل، لشکر، سپاه، گروه نظامیان، سواران، عساکر · یک دسته سرباز
-
(ارتش) یکان ضربت · گروه حمله · گروه پیشتاز · یکان کوبش
-
خیل، لشکر، سپاه، گروه نظامیان، سواران، عساکر · یک دسته سرباز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن