ترجمه "trove" به فارسی

گنجینه, خزانه, مخفف : treasure-trove بهترین ترجمه های "trove" به فارسی هستند.

trove noun دستور زبان

A treasure trove; a collection of treasure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجینه

    noun

    Sheriff said that it's a regular treasure trove down there.

    کلانتر گفته اون پایین یه گنجینه واقعی خوابیده

  • خزانه

    noun

    This old mill's a treasure trove, eh?

    اين آسياب ـه قديمي يه خزانه ي گنجه ، مگه نه ؟

  • مخفف : treasure-trove

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trove " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trove" با ترجمه به فارسی

  • خزانه · نیان · گنجینه
  • کشف مهم · گنج · گنج بی صاحب (که مال یا بنده است) · گنج یافته شده · یابش بزرگ
اضافه کردن

ترجمه های "trove" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه