ترجمه "true" به فارسی
درست, صحیح, راستین بهترین ترجمه های "true" به فارسی هستند.
Legitimate. [..]
-
درست
verbA state in Boolean logic that indicates an affirmative or positive result [..]
His prediction has come true.
پیشبینی او درست از کار در آمد.
-
صحیح
adjectiveconcurring with a given set of facts
Moscow was burned by its inhabitants, it is true.
این ادعا که مسکو بوسیله ساکنان آن شهر آتش گرفت صحیح است.
-
راستین
adjectiveGenuine
Every good, true, vigorous feeling I have gathers impulsively round him.
تمام احساسات خوب، راستین و نیرومندم بی آنکه مجال اندیشهای به من بدهند احاطهام کردهاند.
-
ترجمه های کمتر
- راست
- واقعی
- حقیقی
- صدق
- صادق
- وفادار
- اصل
- دقیق
- درستکار
- صادقانه، خالصانه، مخلصانه، قلبی
- صمیمی
- فربود، فریور
- مستقیم
- باوفا
- نجیب
- یکسره
- ارادتمندانه
- باعفت
- فریور
- نادروغ
- سرراست
- سزاوار
- مستقیما
- قانونی
- جور
- (با دقت) ساختن
- (با: the) باوفا
- (زیست شناسی) همانند والدین
- (قدیمی) امین
- (معمولا با: up) (درست) جور کردن
- با دقت یا صحت
- به حق
- به طور واقعی یا راستین یا درست
- بی غلط
- تبار مانند 1
- ثابت قدم
- زمین آسه ای
- شکل دادن
- صادقانه 0
- قرار دادن 2
- هم اندازه
- وابسته به محور کره ی زمین (نه قطب های آن)
- چیز درست
- چیز راستین 3
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " true " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
True (Mika Nakashima album)
"True" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای True در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
one of two states of a Boolean variable; logic 1.
"TRUE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TRUE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "true"
عباراتی شبیه به "true" با ترجمه به فارسی
-
حقیقت · خلوص نیت · راستی · سخن راست · صحت · صدق
-
بذر · بذر حقيقي
-
سندرم مومن راستین
-
غم و اندوه · چوب کاج · کاج
-
(کالبد شناسی) دنده های کامل · دنده های متصل به استخوان سینه (در انسان : هفت دنده ی اول)
-
حقیقت داشتن، صحیح بودن
-
بنفشههای حقیقی · جنس بنفشه · ویولا
-
(آموزش) آزمون درست و غلط · امتحان صحیح و غلط