ترجمه "trunk" به فارسی

تنه, خرطوم, صندوق بهترین ترجمه های "trunk" به فارسی هستند.

trunk verb noun دستور زبان

The (usually single) upright part of a tree, between the roots and the branches: the tree trunk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنه

    noun

    tree trunk [..]

    Same social security number as the stiff in the trunk.

    شماره امنیت اجتماعی همان به عنوان سفت در تنه.

  • خرطوم

    noun

    extended nasal organ of an elephant [..]

    Where they blew with their trunks, the leaves fell.

    هرجا که در خرطوم شون دميدن برگ ها فرو افتادن.

  • صندوق

    noun

    large suitcase or chest

    There were six beds in it, and a trunk or a box stood by the side of each.

    شش تختخواب در آن بود، و کنار هر تختخواب یک صندوق یا جعبه.

  • ترجمه های کمتر

    • شنگ
    • بدن
    • صندوقچه
    • کیف
    • پوژه
    • کَنده
    • (امریکا - اتومبیل) صندوق عقب (انگلیس : boot)
    • (انسان و جانور) تنه
    • (جمع - به ویژه برای شنا یا مشت بازی)شلوار کوتاه
    • (جمع) رجوع شود به trunk hose
    • (حشره) سینه
    • (درخت) تنه
    • (عصب یا رگ و غیره)شاخه ی اصلی
    • (فیل و غیره) خرطوم
    • بالاتنه (بدن منهای سر و دست و پاها)
    • تنه (گیاهشناسی)
    • شورت ورزشی
    • صندوق خودرو
    • مخفف : trunk line 0
    • پوزه دراز
    • چمدان بزرگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trunk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trunk
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

تصاویر با "trunk"

عباراتی شبیه به "trunk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trunk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه