ترجمه "trustee" به فارسی

قیم, معتمد, متولی بهترین ترجمه های "trustee" به فارسی هستند.

trustee verb noun دستور زبان

A person to whom property is legally committed in trust, to be applied either for the benefit of specified individuals, or for public uses; one who is intrusted with property for the benefit of another; also, a person in whose hands the effects of another are attached in a trustee process. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیم

  • معتمد

  • متولی

  • ترجمه های کمتر

    • امین
    • به معتمد یا قیم سپردن
    • تحت سرپرستی شخص ثالث قرار دادن
    • رجوع شود به garnishee
    • سرپرست (صغیران یا اموال آنها و غیره)
    • عضو هیئت امنا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trustee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trustee" با ترجمه به فارسی

  • راد تناما
  • ناراد تناما و یلوتم هریدم تیئه · هيئت اجرايي · هیئت امناء
اضافه کردن

ترجمه های "trustee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه