ترجمه "tsar" به فارسی

تزار, تسار, امپراتور روسیه بهترین ترجمه های "tsar" به فارسی هستند.

tsar noun دستور زبان

(historical) An emperor of Russia (before 1917) and of some South Slavic kingdoms. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun

    an emperor [..]

    So I took three of the best horses in the tsar's stables and set out.

    یک ترویکا گرفتم و با بهترین اسبها اصطبل تزار راه افتادم.

  • تسار

    noun

    an emperor

  • امپراتور روسیه

    noun
  • رجوع شود به czar

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tsar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tsar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه