ترجمه "tubulation" به فارسی

لوله, ترتیب لوله ای, شکل لوله بهترین ترجمه های "tubulation" به فارسی هستند.

tubulation noun دستور زبان

A tubular form [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لوله

    noun

    in the testicular tubules as well.

    همچنین در لوله های داخل بیضه

  • ترتیب لوله ای

  • شکل لوله

  • لوله سازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tubulation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tubulation" با ترجمه به فارسی

  • لوله کوچک · لوله ی کوچک · لولچه · نایچه
  • (کالبد شناسی - هر یک از مجاری کلیه ها که پیشاب در آنها ایجاد می شود) لوله ی پیشاب · پیشاب لوله
  • آوندسان کردن · به شکل لوله در آوردن · دارای مجرای لوله ای کردن · رجوع شود به tubular · لوله دار کردن · لوله زدن به
  • (دارای گل های کوچک و تکمه مانند) گل تکمه ای · تکمه گل دار · رجوع شود به tubular
  • (زیست شناسی - عنکبوت ها و حشرات دیگر) لوله های مالپیگی · تخمدان-بیضه · دستگاه ادراری-تناسلی · لولههاي مالپيكي
اضافه کردن

ترجمه های "tubulation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه