ترجمه "tuck" به فارسی
تا, رنگ, چین بهترین ترجمه های "tuck" به فارسی هستند.
tuck
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To push the end (or ends) of a fabric-based item out of sight - as in "tuck in your shirt" or "I tucked in the sheet" . [..]
-
تا
noun adpositionHarry pulled off the cloak, tucked it under his arm
همینکه وارد تونل مخفی شد شنلش را درآورد، تا کرد و زیر بغلش گذاشت.
-
رنگ
noun -
چین
noun
-
ترجمه های کمتر
- زور
- قاقا
- برگرداندن
- غنودن
- شیرینی
- (اسکاتلند)
- (انگلیس - زبان دبستانی ها) خوراک
- (برای کوتاه کردن یا تزیین جامه) چین
- (به طورگرم و نرم) در بستر (و غیره) قرار دادن
- (به ویژه در بستر یا هنگام شیرجه در آب) زانو را به سینه چسباندن
- (جامه) چین دوختن
- (درون کشتی) عقبگاه
- (راحت) جا گرفتن
- (سر کیسه یا لب ها وغیره را) چروکاندن
- (قدیمی) شمشیر
- (لبه ی پتو یا ملافه و غیره) دولا کردن
- این عمل
- بالا زدن
- تا کردن
- تا کردن و تو زدن
- تا کردن و دوختن
- تو کردن
- تو گذاشتگی
- تو گرفتن
- خوب بسته بندی کردن
- خوب جا دادن
- رنگ گرفتن
- شمشیر دودم
- طبل زدن
- طبل زنی
- پسگاه (محلی که تیرهای کف کشتی در پاشنه به هم می رسند) 0
- پلیسه دار کردن
- چروکیده کردن
- چین انداختن (pucker هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tuck"
عباراتی شبیه به "tuck" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - عامیانه) غذا · خوراک جانانه · شام مفصل
-
تقریبا برابر
-
(انگلیس) دکان قنادی · (به ویژه در مدرسه) بوفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن