ترجمه "tuft" به فارسی
دسته, کاکل, منگوله بهترین ترجمه های "tuft" به فارسی هستند.
tuft
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To secure and strengthen (a mattress, quilt, etc.) with tufts. [..]
-
دسته
nounbounding from tuft to tuft behind it , his green net waving in the air.
در حالی که تور سبز رنگش را در هوا تکان میداد،به دنبالش از یک دسته گیاه به دستهای دیگر میجهید.
-
کاکل
nounAnd makes her wave her tufted tail
چنان که دم کاکل دارش تاب میخورد
-
منگوله
noungreat clawed paws and a long yellowish tail ending in a brown tuft.
با همان پنجههای قدرتمند و همان دم بلند و کرم رنگ که در انتها منگوله مانند میشد.
-
ترجمه های کمتر
- کلاله
- گندله
- طره
- مرغ
- (دسته ی مو یا علف یا پر و غیره که ریشه های پیوسته دارند یا نزدیک هم روییده اند) کوفک
- (لحاف یا تشک یا مبل و غیره) تکمه دار کردن
- به شکل کوفک (یا مرغ) روییدن
- ته ریش
- تکمه ی تشک (یا کاناپه و غیره)
- دسته انبوه
- ریش بزی
- گره دار کردن
- گره ی لحاف (یا تشک و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuft " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tuft" با ترجمه به فارسی
-
به شکل کوفک · کاکل دار · کاکلی · کوفک دار · گندله دار · گندله مانند
-
کاکل
-
ماشك طرهاي · ماشک کلاغی · ویسیا کراکا
-
دانشگاه تافتز
-
اردک سیاه کاکل
-
آهوی کاکلی
-
کشیم رولاند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن