ترجمه "tug" به فارسی

تقلا, تلاش, کشش بهترین ترجمه های "tug" به فارسی هستند.

tug verb noun دستور زبان

a sudden powerful pull [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقلا

    A moving, black and white Lockhart was tugging hard on an arm

    تصویر متحرک و سیاه و سفید لاک هارت تقلا میکرد و دست کسی را میکشید.

  • تلاش

    noun

    I scream a phrase of magic and tug harder.

    عبارتی جادویی را فریاد میزنم و بیشتر تلاش میکنم.

  • کشش

    The brochure says,'With every stride, it gives your member a gentle tug. ".

    رو بروشور نوشته بود ، " با هر قدمي ، اين يه کشش آروم به اعضاتون مياره. "

  • ترجمه های کمتر

    • تکاپو
    • کوشش
    • فشار
    • زنجیر
    • گنجانیدن
    • (اسب) افسار
    • (با کشتی یا قایق یدک کش) یدک کشیدن
    • (برای مسابقه ی طناب کشی) طناب
    • (معمولا با: at - محکم) کشیدن
    • به دنبال خود کشیدن
    • تقلا کردن
    • تلاش کردن
    • تکاپو کردن
    • رجوع شود به tugboat
    • سخت کوشیدن
    • عمل کشیدن
    • قالب زدن
    • وا زدن
    • کشتی یدک کش
    • یدک کش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tug"

عباراتی شبیه به "tug" با ترجمه به فارسی

  • زورآزمایی · طنابکشی · مسابقه ی طناب کشی
اضافه کردن

ترجمه های "tug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه