ترجمه "tuition" به فارسی
تدریس, سرپرستی, شهریه بهترین ترجمه های "tuition" به فارسی هستند.
tuition
noun
دستور زبان
A sum of money paid for instruction (such as in a high school, boarding school, university, or college). [..]
-
تدریس
nounit might be worth thinking about some extra kind of private tuition.
اگر یک تدریس خصوصی فوقالعاده و مجانی برایش ترتیب بدهیم، ارزشش را دارد.
-
سرپرستی
noun -
شهریه
nounWay, this is going to help most of my tuition fee.
با این می تونم بیشتر پول شهریه ام رو بدم.
-
ترجمه های کمتر
- تعلیم
- کفالت
- (دانشگاه و مدرسه و غیره) شهریه
- (در اصل) قیمومت
- (نادر) آموزش
- حق تدریس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tuition" با ترجمه به فارسی
-
)هسردم( هيرهش
-
حق تدریس · شهریه
-
مبلغ شهریه
-
وابسته به تعلیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن