ترجمه "tumble" به فارسی
افتادن, سکندری, سقوط بهترین ترجمه های "tumble" به فارسی هستند.
tumble
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To fall end over end. [..]
-
افتادن
Verb verbmore of a scratch and a tumble,
در حالیکه صدای حرکات ناموفق بیشتر شبیه صدای خراش و افتادن ناگهانیه،
-
سکندری
Vein's head snaps back and she tumbles away with a grunt.
وین با حرکتی ناگهانی سرش را عقب میبرد و با خر خری سنگین سکندری میخورد و دور میشود.
-
سقوط
noun
-
ترجمه های کمتر
- غلت
- ورجه
- پشتک
- نزول
- آشفتگی
- افت
- رمبیدن
- شخیدن
- غلتاندن
- نابسامانی
- انداختن
- (ازمحلی) بیرون ریختن
- (به محلی) ریختن
- (عامیانه - با: to) فهمیدن
- (ناگهان یا به طور ناجور) افتادن
- (ورزش های آکروباتیک و سیرک) کله معلق زدن
- (کاشانی) لوشیدن
- از سر افتادن
- توده ی درهم و برهم
- جست و خیز
- جست و خیز کردن
- حالی شدن
- حرکات آکروباتیک کردن
- در ماشین رخت خشک کن گذاشتن 0
- درهم ریختن
- درهم و برهمی
- ساقط شدن
- سرنگون کردن
- سکندری خوردن
- شخش 2
- شیرفهم شدن
- غلت زدن
- فرو افتادن
- فرو افکندن
- فرو ریختن
- معلق شدن
- نامرتب کردن
- نزول کردن
- هجوم بردن
- وارو 1
- ورجه کردن
- وول خوردن
- وول زنی
- پخش و پلا کردن
- پرت کردن
- پشتک زدن
- کله معلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tumble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tumble"
عباراتی شبیه به "tumble" با ترجمه به فارسی
-
متزلزل · مخروبه
-
استوانه ی غلتان · بشکه ی دوار
-
جنگ و مرافعه · خشن و نامنظم · خشونت · درشتی · نزاع · پرجست و خیز · پرخشونت · کتک کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن