ترجمه "tunnel" به فارسی
تونل, نقب, نقب زدن بهترین ترجمه های "tunnel" به فارسی هستند.
tunnel
verb
noun
دستور زبان
An underground or underwater passage. [..]
-
تونل
nounan underground or underwater passage [..]
The new tunnel will link Great Britain and France.
آن تونل جدید بریتانیا را به فرانسه متصل میکند.
-
نقب
nounShe went on tunnelling her way into her picture, into the past.
با نقب زدن به گذشته و تصویری که نقاشی میکرد ادامه داد.
-
نقب زدن
verbShe went on tunnelling her way into her picture, into the past.
با نقب زدن به گذشته و تصویری که نقاشی میکرد ادامه داد.
-
ترجمه های کمتر
- آهون
- سمج
- سردابه
- هواکش
- کندوان
- گریچ
- دودکش
- دخمه
- (در اصل) قیف
- (معدن) راهرو
- آهون کندن
- بوم کند
- بوم کند زدن
- تونل حفر کردن
- تونل ساختن
- سمج کندن
- مور چال
- کنده راه
- کنده راه حفر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunnel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tunnel"
عباراتی شبیه به "tunnel" با ترجمه به فارسی
-
تونلزنی کوانتومی
-
دستگاه حفاری تونل
-
پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
-
نشانگان مجرای مچ دستی
-
میکروسکوپ تونلی روبشی
-
دالانه مچ دست
-
(فیزیک) دیود تونلی · دیود تونلی
-
تونل زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن