ترجمه "turmoil" به فارسی

غوغا, هرج و مرج, آشوب بهترین ترجمه های "turmoil" به فارسی هستند.

turmoil verb noun دستور زبان

A state of great disorder or uncertainty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غوغا

    noun

    But, now that he's gone, your country is going to be thrown into turmoil.

    ولي حالا که اون رفته ، کشورتون به غوغا کشيده ميشه

  • هرج و مرج

    a state of great disorder or uncertainty

  • آشوب

    noun

    a state of great disorder or uncertainty

    In the midst of the turmoil, someone with that power did ring

    در میان این آشوب، کسی که دارای چنین توانایی بود زنگ زد.

  • ترجمه های کمتر

    • آشفتگی
    • جنجال
    • شورش
    • نابسامانی
    • اغتشاش
    • هیاهو
    • کشاکش
    • گیر و دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turmoil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "turmoil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه