ترجمه "turn over" به فارسی

ورق زدن, تعمد کردن, دادخواهی کردن بهترین ترجمه های "turn over" به فارسی هستند.

turn over verb دستور زبان

To flip over; to rotate top to bottom [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورق زدن

    verb

    At intervals, while turning over the leaves of my book, I studied the aspect of that winter afternoon.

    بعد از ورق زدن هر چند صفحهای از کتاب به محیط اطرافم در آن بعدازظهر زمستان خیره میشدم:

  • تعمد کردن

    verb
  • دادخواهی کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • عمدا انجام دادن
    • کاوش کردن
    • کمک کردن
    • کنکاش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turn over " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "turn over" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه