ترجمه "turnaround" به فارسی

چرخشگاه, (در جاده و غیره) بخش عریض (برای چرخ زدن اتومبیل), رجوع شود به turnabout بهترین ترجمه های "turnaround" به فارسی هستند.

turnaround noun دستور زبان

The act of turning to face in the other direction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخشگاه

  • (در جاده و غیره) بخش عریض (برای چرخ زدن اتومبیل)

  • رجوع شود به turnabout

  • زمان لازم برای تخلیه ی بار و بارگیری وسوخت گیری و سرویس هواپیما

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turnaround " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "turnaround" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه