ترجمه "tussle" به فارسی
كشمكش, نزاع, کشمکش بهترین ترجمه های "tussle" به فارسی هستند.
tussle
verb
noun
دستور زبان
A physical fight or struggle. [..]
-
كشمكش
-
نزاع
noun -
کشمکش
noun
-
ترجمه های کمتر
- در افتادن
- دست به گریبانی
- دست و پنجه نرم کردن
- زد و خورد
- مبارزه ی شدید
- گلاویز شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tussle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن