ترجمه "twin" به فارسی

همزاد, دوقلو, دو بهترین ترجمه های "twin" به فارسی هستند.

twin verb noun دستور زبان

Either of two people (or, less commonly, animals) who shared the same uterus at the same time; one who was born at the same birth as a sibling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همزاد

    noun

    either of two people who shared the same uterus, or of two similar or closely related objects

    I then first perceived them to be twin brothers.

    من برای نخستین بار متوجه شدم همزاد یگدیگرند.

  • دوقلو

    one of two offspring produced in the same pregnancy. Use with P31 on items for one twin

    And I'll make them look like your twins.

    کاري مي کنم که شبيه دوقلو هاي شما بشن.

  • دو

    numeral verb noun

    It felt as if twin stilettos had been planted in his flesh at the same instant.

    به نظر میرسید دو دشنه دریک زمان به پاهایش فرو رفتند.

  • ترجمه های کمتر

    • جفت
    • دوتا
    • تا
    • جفتی
    • دوگانه
    • دوتایی
    • زوج
    • جنابه
    • همتا
    • قرینه
    • لنگه
    • طاق
    • توام
    • (قدیمی) همزمان زاده شدن T( -9 بزرگ - جمع) رجوع شود به Gemini
    • بلور دوقلو
    • جفت بودن یا کردن
    • جفت شدن
    • دو قلو
    • دوتایی کردن یا بودن
    • دوقلو زاییدن
    • شباهت صورت
    • مزوج کردن
    • نقطه مقابل
    • هر یک از دوقلوها
    • یکی از دو چیز یکجور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " twin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Twin noun دستور زبان

A player that plays for the Minnesota Twins. [..]

+ اضافه کردن

"Twin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Twin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "twin"

عباراتی شبیه به "twin" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) · رجوع شود به double feature · رجوع شود به double-header
  • دوقلوی به هم چسبیده · دوقلوی پیوسته
  • توأمان
  • خواهرخواندگی
  • (هریک از دو تختخواب یکنفره که کنار هم قرار دارند) تختخواب یکنفره
  • (زنانه) ژاکت دوگانه (دو ژاکت پشمی همرنگ که یکی جلو بسته است و دیگری جلو باز و معمولا آنها را روی هم می پوشند) (twinset هم می نویسند) · ست دو تیکه
  • doqolu · برادرها · تنیها · خواهرها · دوقلو · دوقلوها · رجوع شود به Gemini · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
  • مرکز تجارت جهانی
اضافه کردن

ترجمه های "twin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه